یکنوشته، ساقی: September 2008 Archives
خيلی وقت است كه سكوت كردهام. مثل نقاشی كه مدتهاست طرحی نزده، انگشتانم خشك شدهاند. غريبی میكنند با كاغذ و مداد. خيلی وقت است كه حرفها، در دلم مسكوت مانده و وقت نشده بيرون ريخته شوند. بوی نا گرفته؛ حرفهايم، دلم. اما خيلی وقتها خيلی چيزها مهم نيست. مثل همين چای نخوردهی كنار مانيتور كه سرد شده و يا شكلات Nestle يی كه هر لحظه دارد بيشتر آب میشود. بعد از اين بيشتر برايتان خواهم نوشت
