شاعران دیگر: July 2007 Archives
تو میگویی :
یاس های سفید ِ توی گلدان
زیبا ترند
خوشبو ترند...
همانها که صبح می شکفند
و
بر مزار گامهای عابران ِ شب
میمیـــــرند!
من می گویم :
یاس های زرد ِ توی باغچه
صبور ترند
باوفا ترند!
همانها که بیدارند
تا شب بگذرد
و
تـــو بر گردی...
*
مهناز اسداله زاده فرد / من و ماه ، تهران : نشر ایریا ، 1385.
این لبخند بر لب من ٬
رُژ ِ " بورژوا " نیست!
مژه هایم طبیعی برگشته اند
رژ گونه نزده ام
برق چشمهایم نیــــز
در چشم هیچ رقاصه ای پیدا نمی شود!
وقتی بروی
چراغها خاموش می شوند
و سیندرلا یت
شستن زمین را
از سر خواهــــد گرفت.
بر دستهایت
بوسه باید زدن
- که آسمان محبت است -
و
بر گامهایت
گُل باید افشاندن...
بانوی شعر من!
مادر.
*
مهناز اسداله زاده فرد / من و ماه ، تهران : نشر ایریا ، 1385.
خیالت را
در آغوش گرفتم٬
بیدار که شدم
رفته بود!
*
مهناز اسداله زاده فرد / من و ماه ، تهران : نشر ایریا ، 1385.
